علمی

چرا دانمارکی ها شادترین مردم کره ی زمین هستند؟

شادترین مردم زمین

يك روز سرد زمستانى را تصور كنيد كه مانند ديروز و روزهاى قبلش، تمام وقت باران باريده باشد. ساعت ها پيش، هوا تاريك شده است و بايد شب بسيار طولانى زمستانى ديگرى را بگذرانيد؛ اين دقيقا وصف روز و شب هاى زمستانى كپنهاك، پايتخت دانمارك است. بسيارى از هفت ميليارد انسان روى زمين فكر مى كنند اين شرايط افسرده كننده است، اما بيشتر اهالى دانمارك اصلا اين طور فكر نمى كنند. سال گذشته، در گزارش جهانى شادى، دانمارك رتبه ى اول را به دست آورد. وقتى بدانيد اواسط زمستان، طول شب در اين كشور به 16 ساعت مى رسد و مردم اين همه ساعت از يكى از ملزومات حياتى شادى، يعنى نور خورشيد محرومند، اين رتبه عجيب تر هم مى شود. راز شادى آن ها در چيست؟

گزارش جهانى شادى، ســالانه مواردى چون سرانه ى درآمد، اميد به زندگى، آزادى افراد در تصميم هاى مربوط به زندگيشان، سخاوتمندى، حمايت اجتماعى و فساد در سيستم حكومتى و تجارت را بررسى مى كند. محققان براى گزارش امسال، آفريقا و چين را به دقت مورد تحقيق قرار داده اند و مواردى چون شادى در محل كار، شادى (مفهوم كلى آن) در طــول زندگى و منابع و پيامدهاى اعتماد را عميقا بررســى مى كنند؛ منابع و پيامدهاى اعتماد درست مانند يك چسب ضرورى براى اطمينان از ثبات پايه هاى اجتماعى عمل مى كند. «جان هلى ول»، اســتاد «دانشــگاه بريتيش كلمبيا» مى گويد: «شگفت انگيزترين يافته ى ما اين بود كه ايجاد هر چيز مثبتى، از تشــخيص و درمان چيزهاى منفى مؤثرتر است.» هلى ول و همكارانش باور دارند كه شادى در مقايسه با ديگر عوامل مانند درآمد، فقر، تحصيلات، ســلامتى يا اداره ى بهتر كشــور، شــاخص بهترى از بهزيســتى انسان هاســت. همچنيــن او و همكارانش دريافته اند كه مردم مناطقى شــادترند كــه در آن جا، نابرابرى شادمانى كمترى بين مردم وجود دارد؛ يعنى ميزان شادمانى مردم به هم نزديك تر است. بااين حال يافته ها نشان مى دهند كه ميزان فاصله ى شادمانى بين مردم در بيشتر كشورهاى دنيا و به طوركلى بين ساكنين زمين، به طرز معنادارى بيشتر شده است.

آيا با پول، مى شود شادى خريد؟

اگرچــه همه ى مــا يــاد مى گيريم كــه ثروت، ســهم كوچكى در شــادمانى بازى مى كند، اما ميزان درآمد در شــادترين كشــورهاى دنيا، 25 برابر بالاتر از كشورهايى است كه در پايين ترين جايگاه اين فهرســت قرار مى گيرند. به گفته ى هلــى ول، درآمد يكى از شاخصه هاى بزرگ توضيح تفاوت بين كشورهاســت. داشــتن كمينه ى منابع مادى كافى، يكى از ابتدايى ترين نيازهاى يك زندگى خوب است؛ اما در مقايسه با برخى عوامل ديگر، به طوركلى پول سهم بزرگى در كل موضوع شادى ندارد. «ميك وايكينــگ»، مديرعامل مؤسسه ى تحقيق شــادى هم موافق است كه پول، تنها ريشه ى شادى نيست. او مى گويد: «دانماركى ها ثروت و خوب زندگى كردن را از هم تفكيك كرده انــد. ما روى جزئياتــى تمركز مى كنيم كه واقعا مهم هســتند، ماننــد گذراندن زمان مفيد بيشتر با دوستان و خانواده و لذت بردن از خوبى هاى زندگى.» وايكينگ، نويســنده ى «كتــاب كوچك هوگا: روش دانماركى براى خوب زندگى كردن» است.

هــوگا را از زبــان خيلى ها در دانمــارك خواهيد شــنيد، از تبليغات تلويزيونى گرفته تا بلاگرها و روزنامه نگارهاى سبك زندگى. بيشتر اوقات هوگا را به معناى راحتى و آســايش ترجمه كرده اند، اما وايكينگ اصرار دارد كه معناى هــوگا فراتر از اين حرف هاست. خودش مى گويد: «هوگا مى تواند هر چيزى باشــد، از هنر ايجاد صميميت گرفته تا مزه كردن شكلات كنار نور شــمع. برخى مواد اوليه ى تشكيل دهنده ى آن، با هم بودن، آرامش، پذيرش، حضور و راحتى است. طعم اصلى هوگا، پيگيرى شادمانى هاى هرروزه است، حســى مانند يك آغوش، اما بدون هيچ تماس فيزيكى اى.» خب، پس شايد قبل از اين كه فكر كنيد تنها راه رسيدن به شادى، برنده شدن در يك قرعه كشى بزرگ است تا بعد از آن تنها روى كاناپه اى در خانه ى آرزوهايتان لم بدهيد و حتى انگشتتان را هم تكان ندهيد، بهتر است دوباره فكر كنيد. حتى اگر ثروتمند باشيد، باز كار بهانه ى خوبى براى ناراحتى خواهد شد. البته مسئله خود كار كردن نيست، اين كه چگونه كار را انجام بدهيم، با چه كسانى كار كنيم و چه شرايطى براى ايجاد يا نابودى شادى داشته باشيم، مهم است. هلى ول اضافه مى كند: «مردم وقتى كارها را با ديگران انجام مى دهند، خوشحال ترند، به خصوص اگر حس كنند كه كارهاى مهم را در محيطى دوســتانه و قابل اعتماد انجام مى دهند. اين قاعده هم براى محل كار و هم بيرون از آن صدق مى كند. كسانى كه در محيط پر از اعتماد كار مى كنند و به مدير بالادست خود بيشتر به چشم يك همكار نگاه مى كنند تا يك رئيس، در روزهاى كارى هم به همان اندازه ى آخر هفته خوشحالند.»

لبخندهاى ذهنى

ســوال بزرگ اين جاســت: آيــا اصلا مى توان شــادى را به عنــوان مفهومى وابســته به ذهنيت و احســاس، رتبه بندى كرد؟ مطالعات تحت تأثير ســوگيرى هاى فردى نخواهند بــود؟ هلى ول توضيح مى دهد: «ســه نــوع اندازه گيرى بهزيســتى وجــود دارد كه شــامل عاطفه ى مثبــت (چطور هيجان هــاى مثبت را تجربه مى كنيم)، عاطفه ى منفــى (چطور هيجان هاى منفى را تجربه مى كنيم) و ارزيابى هاى زندگى مى شود؛ يعنى پاســخ دهنده ها مى گويند به طوركلى چقدر از زندگى خود راضى هســتند.» ارزيابى هاى زندگى با شــرايط فردى تعيين مى شــود و در كشورهاى مختلف، بيشتر متغير است. هر سه ى اين موارد، بر پايه ى گزارش ها و پاسخ هاى خود افراد هستند، درست مانند وقتى كه يك پزشك از بيمار مى خواهد مقدار دردش را از يك تا 10 نمره گذارى كند. بااين حال، هنوز اين روش ارزيابى خيلى از دانشمندان را راضى نمى كند؛ براى نمونه «واتارو ساتو» و گروهش در «دانشگاه كيوتو» در ژاپن، از اسكن مغزى براى تعيين ميزان شادى افراد اســتفاده مى كنند. آن ها فهميده اند كه هر چه فرد اظهار شــادمانى بيشــترى كند، اسكن مغزش نشان مى دهد كه ماده ى خاكسترى بيشترى در «پيش گُوِه» يا پركونئوس مغز دارد كه در بازتاب به خود و هشيارى نقش دارد. دانشمندان نه تنها سراغ مغز رفته اند، بلكه به اين نتيجه رســيده اند كه ژن هاى ما هم تعريف مى كنند كه چرا برخى از ما شادتر از ديگران هستيم.

در ژن ها

محققين «دانشگاه فريه » در آمستردام توانسته اند بخشى از ژن هاى انسان را جدا كنند كه مسئول تفاوت تجربه ى ما از شادى است. آن ها با تحليل ژن هاى بيش از 298هزار نفر از سراسر زمين، سه متغير ژنتيكى را در شادى مؤثر دانسته اند كه دو مورد، به تفاوت ها در علائم افسردگى هم مربوط مى شوند. همين همپوشانى نشانه اى است از اين كه اگر بتوانيم از بيمارى هاى روانى پيشــگيرى كنيم يا آن ها را درمان كنيم، بهزيستى را ارتقا داده ايم. بنابراين يكى از راه هاى رفتن به سمت بهزيستى و شادى بيشتر، قطعا پيشگيرى و درمان اختلالات روانى است. درعين حال، DNA افرادى كه اظهار شادى بيشترى مى كنند، با احتمال بالاترى حاوى ژن هايى اســت كه مسئول احساس لذت و كاهش درد هستند. نتايج جالــب تحقيقات «دانشــگاه وارويك» نشــان مى دهد كه ميزان شــادى ملت ها به اين بستگى دارد كه چقدر با دوســتان خوشــحال دانماركــى اختلاف ژنتيكى داشته باشيم. فاصله ى ژنتيكى مردم يك كشور با مردم دانمارك، با ميانگين رضايــت از زندگى در آن كشور همبســتگى دارد.

همچنين اين مطالعات نشان مى دهد كه رابطه اى بين حالــت مغزى و ژن هاى مؤثر در جابه جايى ســروتونين وجــود دارد. ژن هاى ناقلين سروتونين دو نوع هستند: كوتاه و بلند. نوع كوتاه كه گفته مى شود با افسردگى مرتبط است، در مردم كشورهايى كه ميانگين رضايت از زندگى پايين ترى دارند، بيشتر ديده مى شود. درعين حال، ظاهرا ارتباطى بين اين نوع كوتاه و اختلالات نوروتيك و رضايــت كمتر از زندگى وجود دارد. دانمارك و نروژ كمترين درصد مردم با اين نوع ژن كوتاه را دارند. درمجموع، بــا اين كه انــگار ژن ها هم به يــارى اهالى كشورهاى سرد و تاريك شمال اروپا آمده اند تا در كنار درآمد بالا و وضعيت رفاهى خوب، مردمان شــادترى باشــند، دنيا هر روز دارد اهميت بيشــترى به كيفيت زندگى بالاتر و شادمانى مى دهد. شايد بهترين توصيه را «بنجامين فرانكلين» كرده باشد كه مى گويد: «شادى بيشتر در تكه هاى كوچك لذتى است كه هر روز اتفاق مى افتند تا در تكه هاى بزرگ خوش شانســى كه اتفاق مى افتند، اما به ندرت

منبع: ماهنامه دانستنی ها

برچسب ها

آریوبرزن

آریو اشراقی هستم مدیر سایت وب آریو از بچه های خونگرم جنوب ( خوزستان )، خوشحال میشم که با اشتراک گذاری مطالب، سایت منو حمایت کنید. در ضمن عضویت در کانال تلگرام وب آریو یادتون نره!! @webario

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن