دانستنی ها

آيا فرازميني ها به زمين مي آيند؟

آيا فرازميني ها به زمين مي آيند؟

 

راديوتلسكوپها به طور دائم در حال رصد آسمان و به دنبال كشف الگويى درامواج الكترومغناطيسى هستندكه شايدنشانى از وجود حيات فرازمينى باشد.ابركامپيوترهاى بسيارى هم در پردازش دادههاى بهدست آمده ازاين تحقيقات هستند. شكارچيان يوفو همزمان زيادى را در بيابانها و جنگلها براى كشف راز حياتفرازمينى صرف مى كنند، زيرا همگى آنها به دنبال يا پاسخى براى پرسشهاى خود هستند. حال بياييد سراغ اين سوالها برويم.شايد اين پرسشهابراى شما هم مطرح بوده اند و به دنبال جوابش گشته ايد.با ما همراه شويد! پاسخ به پرسش هاي اساسي درباره ي وجود بيگانه ها…

پرســش هاى مربوط به امكان وجود حيات فرازمينى و كيفيت آن مدت هاســت كه ذهن محققان را به خود مشغول كرده است. در واقع، اساسا حيطه ى يوفولوژى و تحقيقات مربوط به آن هم دقيقا با همين سوالات آغاز شد و با گذشت زمان، به شكل امروزى اش درآمد. حال به سراغ چند نمونه از اين سوالات مى رويم.

آيا تمدن هاى فرازمينى اى كـه از لحاظ تكنولوژى پيشرفته باشند، در كيهان وجود دارند؟

بيشتر اخترزيست شناسان به اين سوال، پاسخ مثبت مى دهند، اما افرادى مانند فيزيكدان مشــهور «انريكو فرمى»(هم پس از بررسى و نبود مدارك و شــواهد، اين سوال را پرســيده اند كه: «پس اين ها كجا هستند؟» مشهورترين تلاش ها براى پاسخ به اين پرسش، درنهايت به يك فرمول رياضى ختم شــدند؛ اين فرمول كه به «معادله ى دريك»(هم شهرت دارد، در سال 1961) 1340 (به وسيله ى دانشمندى به نام «فرانك دريــك» (طراحى و منتشر شد. در اين فرمول، هفت متغير مختلف در نظر گرفته شده اند و تلاش دارد احتمال وجود سيارات حاوى حيات را در يك منطقه ى مشخص مانند كهكشان راه شيرى را برآورد كند.

اين هفت متغير كه بايد درنهايت در هم ضرب شــوند، عبارت هستند از:

1 (نرخ متوسط تشكيل ستاره ها در كهكشان 2 (نسبتى از اين ستاره ها كه داراى سياره هستند 3 (نسبت ســياراتى كه احتمال شكل گيرى حيات در آن ها وجود داشته به ستارگانى كه سياره دارند 4 (نسبت ســياراتى كه در طول عمرشان عملا حيات در آن ها شكل مى گيرد، به تعداد سياراتى كه احتمال شكل گيرى حيات در آن ها وجود دارد. 5 (ميزان ســيارات داراى حياتى كه مى توانند حيات هوشمند را در خود پرورش دهند. 6 (ميزان تمدن هاى هوشمندى كه توانايى و تمايل به برقرارى ارتباط با ديگر تمدن ها دارند. 7 (مدت زمانى كــه در آن تمدن ها قابليــت برقرارى تماس را دارند به طورمعمول براى اين فرمول، مقادير مشخصى در نظر گرفته مى شود و پس از انجام محاسبات، يك عدد خاص به دست مى آيد.

مشكل اين جاســت كه هركس ميزان متفاوتى را براى هر يك از متغيرها در نظر مى گيــرد و درنتيجه، عدد نهايى، مى تواند براى هركس، ميزان متفاوتى به دست آيد. در «انستيتو ستى» (كه متعلق به آقاى دريك اســت، بيش از 130 دانشمند از حوزه هاى مختلف در مورد موضوعات مختلف، مرتبط با اين سوال تحقيق مى كنند. هدف تمام آن ها هم اين است كه براى هر يك از متغيرهاى فرمول دريك، مقــدارى دقيق تر و نزديك تر بــه واقعيت پيدا كنند. بااين حال، تعداد اين تمدن ها در كهكشان ما بين يك تا 10 تخمين زده مى شوند، اما واقعيت اين است كه حتى دانشمندان پروژه ى ستى هم هنوز نمى توانند تعداد دقيق اين تمدن ها را تخمين بزنند. فرانك دريك هم يك بار گفتــه بود كه فرمولش تنهــا براى «مرتب كردن جهالت ما» خوب است و نه چيزى بيشتر.

آيا بيگانه ها با ما در يك خط زمان زندگى مى كنند؟

عاملى كه بسيارى از مردم به آن توجهى نمى كنند، زمان است. تصور كنيد كهكشان ما يك درخت كريسمس است كه نورهاى براقى در تمام بدنه اش مى درخشند. هر يك از اين نورها از يك تمدن پيشرفته منشأ گرفته اند. با اين كه در هر لحظه، ممكن اســت چند نور در اين كهكشان روشــن شــود، اما احتمال اين كه دو نور نزديك به هم باشند و در يك لحظه روشن شوند، بسيار كم است. حتى اگر ما مى توانستيم با يك وسيله ى خاص، به آسمان نگاه كنيم و به ازاى هر تمدن، نورى را از سوى سياره ى آن ها ببينيم، واقعيت اين است كه اين نور متعلق به صدها، هزاران يا حتى چندده هزار سال پيش خواهد بود. اگر ما به سوى هر يك از اين نورها سفينه اى را كه نزديك به سرعت نور حركت مى كند، بفرستيم، باز هم امكان اين كه هنگام رسيدن به آن جا، اين تمدن هنوز وجود داشته باشد، بسيار كم است. حتى تمدن هايى كه از عصر اتم جان سالم به در برده اند و خود را به نابودى نكشاندند هم، هنوز در برابر طبيعت، آســيب پذير هســتند. قاتلانى مانند ابرآتشفشــان ها يا بيمارى هــاى واگيردار و همين طــور قاتلان فضايى مانند شهاب سنگ ها، نواخترها و ابرنواخترها مى توانند ســخت جان ترين موجودات را به راحتى از بين ببرند. واقعيت اين است كه هيچ تمدنى تا به ابد باقى نمى ماند و در بازه ى 14ميليارد سالى كه از عمر جهان مى گذرد هم، احتمال اين كه دو تمدن در يك زمان شكل بگيرند و بارور شوند، بسيار كم است.

آيا بيگانه ها شــخصا مى آيند يا سفينه اى رباتى مى فرستند؟

فرســتادن يــك ســفينه ى رباتــى بســيار عملى تر و كاربردى تر اســت. ايــن روش مى تواند بــه صورتى امن، پيام هــا يا هر نــوع اطلاعات ديگــرى را به طرف مقابل برساند. همين طور ديگر نيازى به سيستم هاى پيچيده ى موردنيــاز براى ادامه ى حيــات در فضا هم نخواهد بود. به اين ترتيب، مصــرف انرژى در اين روش بسيار مقرون به صرفه تر از سفر خود بيگانه ها تمام خواهد شد و احتمال موفقيت هم در آن، بيشتر است. حتى اگر بيگانه ها بخواهند شخصا اقدام به سفرى از اين دست كنند، احتمالا كارى را مى كنند كه ما در مورد ماه، بهرام يا ناهيد انجام داديم؛ يعنى اول رباتى را به آن جا خواهند فرستاد تا هم جان خود را به خطر نيندازند و هم اطلاعات دقيق ترى از اين سيارات به دست بياورند.

بيگانه ها اين جا چه كارى انجام خواهند داد؟

پاسخ دادن به اين ســوال، واقعا مشــكل است، چون هيچ راهــى وجود ندارد كــه ما بتوانيــم بفهميم يك مهمان فرازمينى ممكن است بخواهد چه كارى بكند. البته ما مى توانيم حدس بزنيم كه احتمالا در ســفر به سياره اى ديگر، چه عملى انجام خواهيم داد.ما كاوشگرهاى پايونير و وويجر را به فضا فرستاديم، تا جايى كه امكان داشت، اطلاعاتى در مورد خودمان در آن ها قرار داديم. اين كه ما چگونه موجوداتى هستيم، كجــا زندگى مى كنيــم و روى صفحــه اى طلايى هم اصواتى از زمين را حــك كرديم. بهترين حدس ما اين اســت كه احتمالا بيگانه ها اگر روزى به زمين بيايند، مى خواهند با ما ارتباط برقــرار كنند و به ما هم كمك كنند تا بتوانيم با آن ها ارتباط برقرار كنيم. يك باور عجيب اين است كه بيگانه ها به زمين آمده اند، اما فقط چند سنگ را به شكل هرم روى هم گذاشته اند يا روى مزرعه ها نقاشــى و حكاكى مى كنند و بعد هم مى روند. تصــورش را بكنيد اگر مــا بخواهيم روزى به ســياره اى با حيات برويم، آيا منطقى خواهد بود كه به آن جا برويم و چنين كارهايى انجام بدهيم؟ ما مطمئنا مى خواهيــم چيزهايى در مــورد آن ها يــاد بگيريم و همين طور مى خواهيم كه آن ها هم چيزهايى در مورد ما فرابگيرند. احتمالا مأموريت اين سفينه هم همين خواهد بــود؛ يعنى تا جايى كــه امــكان دارد، با آن ها اطلاعات ردوبدل كنيم. بيگانه هايى كه به زمين مى آيند هم احتمالا همين رويه را در پيش خواهند گرفت. ســفينه هاى ما احتمالا اطلاعات جمع آورى شــده را به سوى زمين يا ســفينه اى در همان نزديكى مخابره خواهند كرد و به اين ترتيب، ديگر نيازى به بازگشت هم وجود نخواهد داشت. انواع اوليه ى اين سفينه ها احتمالا آن قدر انــرژى در خود نخواهند داشــت كه بتوانند درســياره ى مقصد به پرواز دربيايند، نمونه بردارى هاى زيادى انجام بدهند يا با ســلاح هاى دفاعــى آن ها به مقابله بپردازنــد. البته اين احتمال هم زياد اســت كه نمونه هاى پيشرفته تر اين ســفينه ها در آينده بتوانند چنين قابليت هايى را پيدا كنند.

آيا مى شــود فهميد كه آن ها به اين جا آمده اند يا نه؟

اين سوال بيشتر به اين بستگى دارد كه آيا آن ها سفرى يك طرفه داشــته اند يا دوطرفه. بياييد اين طور در نظر بگيريم كه يك تمــدن بيگانه را كشــف كرده ايم. بعد تصميم مى گيريم كه يك كاوشگر را به آن جا بفرستيم. زمانى كه اين كاوشگر به مقصد برسد، زمان بسيار زيادى گذشته اســت و احتمال زيادى وجود دارد كه در اين مدت، آن ها اين قدر پيشرفت كرده باشند كه كاوشگر ما برايشان بيش ازحد قديمى و ازكارافتاده باشد. پس، آن قدرها مقرون به صرفه نيست كه يك كاوشگر را براى سفرى رفت وبرگشتى به آن جا بفرستيم، بلكه بهتر است جاى خود را به آن ها اطــلاع دهيم و آن ها با تكنولوژى پيشرفته ى خود، با ما ارتباط برقرار كنند. با توجه به هزينه هاى اقتصــادى و همين طور انرژى، احتمالا بهتر است كه چندين كاوشگر را به سفرهايى يك طرفه بفرستيم تا اين كه يك سفينه را براى سفرى رفت و برگشــتى طراحــى كنيم. ايــن هزينه ها براى بيگانه ها هم مطرح هستند. با توجه بــه مشــكلات تكنولوژيك و نياز بســيار زياد به انــرژى در ســفرهاى رفت وبرگشــت و اين كه يك ســفر يك طرفه بــراى پاســخ گرفتــن از تمدن هاى هوشــمند بهتر جواب مى دهد، بايــد اين طور نتيجه بگيريم كه اگر بيگانه ها به زمين مى آمدند، بايد متوجه مى شديم. احتمالا كاوشــگر آن ها را در موزه اى مانند «اسميتســونين» (Smithsonian (بــه نمايــش مى گذاشــتيم و تلاش مى كرديم تا بــا راهنمايى هاى آن، پاسخى به فرســتنده اش بدهيم. مسئله اين است كه ما تاكنون هيچ صفحه ى طلايى يا كاوشگرى بيگانه را پيدا نكرده ايم. همين طور برخلاف آنچه بســيارى از يوفولوژيست ها مى گويند، مدرك مستدلى وجود ندارد كه نشــان دهد چنين ســفينه هايى به زمين آمده اند. با عبارت ديگر، مدركــى وجود ندارد كه نشــان دهد بيگانه ها با اين روش هاى ساده و مقرون به صرفه -مانند كاوشگرهاى يك طرفه ى رباتى- به سوى ما آمده باشند. حال به نظر شــما ما در اين كيهان تنها هســتيم؟ من كه فكر نمى كنم. ما در مورد مشكلات ارتباط كه حل كردنشان هم بسيار سخت است، زياد مى دانيم. اگر هر تمدن هوشمندى آن بيرون وجود داشته باشد كه اين مشــكلات را حل كرده باشــد، باز هم اطلاعى نداريم، چون كســى ما را تاكنون به اين مهمانى دعوت نكرده است. البته اين به معنى اين نيست كه فردا، يك سال ديگر يا حتى يك قرن بعد، كسى به سراغ ما نيايد. بهتر است منتظر آن روز باشيم و دست از تلاش براى دريافت هر نوع پيامى برنداريم، شــايد روزى پيامى از يكى از همسايگانمان دريافت كرديم…

 

منبع: همشهری

برچسب ها

آریوبرزن

آریو اشراقی هستم مدیر سایت وب آریو از بچه های خونگرم جنوب ( خوزستان )، خوشحال میشم که با اشتراک گذاری مطالب، سایت منو حمایت کنید. در ضمن عضویت در کانال تلگرام وب آریو یادتون نره!! @webario

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن